تبليغاتX
به وبـــــــــلاگ پــــــزشـــــــکــی 83 خــــــوش آمــــــدیـــــد خوش آمدید دانشجویان پزشکی 83 - به تلافی تمام ننوشتن هایم..
این سایت مربوط به دانشجویان پزشکی ورودی 83 دانشگاه علوم پزشکی لرستان است
                               

سلام

خیلی وقت از آخرین نوشتنم می گذره....شاید به اندازه ی یک فصل....شاید به اندازه ی یک پائیز بزرگ تر و با تجربه تر شدم٬اما نه گفتم٬نه نوشتم...محض اطلاع استاجر بخش داخلی شدم و این متاسفانه تنها توضیحیه که در مورد خودم می تونم بدم...و کلی انرژی که از دستم رفت...و کلی اتفاق تکراری...حوادث جدید...نگاه جدید به خیلی چیزا...نا امیدی...ترس...درس...اما خدایی که در این نزدیکیست...

توی لبخند چند بیمار درد کشیده٬توی صدای قدم مرگ که توی لحن چند تاشون شنیدم٬تو شکوه بهبودی خیلی هاشون٬توی کمک های همیشگی و تابلوش حسش کردم...هرچند گاهی خودمو دیدم و خودم...اونقدر که یکی از عزیزانم این مطلبی که در پایین می آرم رو واسم فرستاد...

حرف دیگه ای به ذهن و نوشتنم نمی آد.اما از خدا ممنونم...بی نهایت...و این جا هم می نویسم تا یادم نره خیلی چیزا...دعام کنین...ممنون.

 روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم. شغلم را، دوستانم را، مذهبم را و خلاصه تمام وابستگي هاي زندگی ام را !
 به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خداوند صحبت كنم و اگر نتوانستم دليلي براي ادامه ي زندگيم بيابم به آن نيز خاتمه دهم !
 به خدا گفتم: آیا می توانی دلیلی برای ادامه این زندگی برایم بیاوری ؟ و جواب او مرا شگفت زده كرد.
او گفت: آیا سرخس و بامبو را می بینی ؟
پاسخ دادم : بلی.
 خداوند فرمود: هنگامیكه درخت بامبو و سرخس را آفریدم، به خوبی از آنها مراقبت نمودم. به آنها نور و آب و غذای كافی دادم. دیر زمانی نپایید كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نكردم. در دومین سال سرخس ها بیشتر رشد كردند و زیبایی خیره كننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. من بامبوها را رها نكردم.
در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند. اما من از آنها قطع امید نكردم.
در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمایان شد. در مقایسه با سرخس بسیار كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید


  5سال طول كشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ریشه هایی كه بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی بدان نیاز داشت را فراهم می كردند.

خداوند در ادامه فرمود: آیا می دانی در تمام این سالها كه تو درگیر مبارزه با سختیها و مشكلات خودت بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحكم می ساختی ؟ من در تمامی این مدت تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم.

هرگز خودت را با دیگران مقایسه نكن. بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر كدام به نوبه   خود به زیبایی جنگل كمك می كنند. زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می كنی و قد می كشی !
از او پرسیدم : من چقدر قد می كشم.
در پاسخ از من پرسید: بامبو چقدر رشد می كند؟
جواب دادم : هر چقدر كه بتواند.
گفت: تو نیز باید رشد كنی و قد بكشی. هر اندازه كه بتوانی.
 ولي به یاد داشته باش كه من هرگز تو را رها نخواهم كرد. و در هر زمان پشتيبان تو خواهم بود !
پس هرگز نا امید نشو....
 
موفق باشید و سرشار از آرامش 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/12ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط فردیس درتاج  | 

 
**********

***********

نظر يادتون نره
به اميد ديدار