|
|
|
|
|
1. رد شو از ترس و به سایه بگو نه... 2. دیروز به دوستام گفتم از این همه آدم های کهنه با عادت های ممتد تکراری خسته ام. دلم آدم های نو می خواد...انسان های متنوع...کسایی که فقط حرف و حرف و حرف یا تنها سکوت و سکوت نباشن...آدم هایی که چند جورن اما هیچ جورشون اونجورشونو نفی نمی کنه... متوجهی؟! نه؟! بی خیال.. 3. به سکوت وشب بگو نه...بگو نه... 4. امروز با یکی رفتم که مانتو بخره...اونقدر رنگ و مدل دیدم که ... با خودم گفتم این خانم فروشنده از دیدن این همه آدم جورواجور و رنگارنگ خسته نمیشه؟ ...راستی امشب سرگیجه هاشو کجا بالا می یاره؟ از این همه دیدن...دیدن...اه... 5. گاهی حتی دلم نمی خواد تنهائیمو با هیچ چیز حتی فکر پر کنم... گاهی از خلاء لذت می برم... 6. هرچه هست همین است: از این همه همهمه خسته ام... 7. تو به این نو شدن از نو بگو آره...بگو آره... به دوباره ها بگو نه.. 8. راستی حواستون هست وام ضروری و وام خرید کالای پزشکی رو بهمون نمیدن و هیچ کدوممون هم صدامون در نمی یاد.... این یعنی بی بخاریم یا بی خیال و... 9. می خوام کمی این سطر رو سکوت کنم.. 10. همیشه به قدم و مرحله ی بعد فکر می کردم...همیشه رو به جلو... استادامون چند قدم جلوترن..نه؟ دلم گرفت وقتی اون استادمو دیدم که با کلی علاقه به رشته ش و مردمش با حسرت به بیمارش که ترومای sw شدیدی داشت نگاه می کرد و با خستگی گفت: این جا کم کم تبدیل میشی به ماشین دوخت..و به بخیه زدنش ادامه می داد ومن ذوقی رو می دیدم که با هر بخیه تو چشمش سوزن می رفت.... از ذوقی که کور بشه می ترسم...شما هم بترسید...چون اون وقت... 11. از تنهایی می گفتم؟ 12. دلم برای دریاچه ام – کیو - تنگ شده... 13. دوستی با حالت غمگین و نگاهی به دورها می گفت چقدر خوبه که کنار خانوادتی و خسته که میشی... 14. امروز وقتی دلم می خواست تنها نباشم دیدم راستی با این همه همه چقدر..... 15. دلم یه سفر می خواد...یه جایی که دریا داشته باشه...بی نهایت آبی.. 16. چه خوب شد که نوشتن رو یادمون دادن. 17. الان حالم نه بده نه خوب...و این خیلی خوبه...همین هم حالیه دیگه.. 18. راستی ما آدما چطور ترک بر نمی داریم با این همه احساسی که تو وجودمونه و این همه فکری که توی سرمون تکون می خوره و هر لحظه باز فکر و فکر و حس تازه... در من که جا برای این همه همه نیست! 19. به رهایی بگو آره...بگو آره...که جهان زیبا شه... 20. ...
|
||
***********