تبليغاتX
به وبـــــــــلاگ پــــــزشـــــــکــی 83 خــــــوش آمــــــدیـــــد خوش آمدید دانشجویان پزشکی 83
این سایت مربوط به دانشجویان پزشکی ورودی 83 دانشگاه علوم پزشکی لرستان است
سلام
ما که از 3/12/87 اطفال رو شروع کردیم . این بخش هم زیبایی های خاص خودشو داره روز اول هستی رو دیدیم یه شیرخوار 7 ماهه ی خوشگلو تپل که به علت کاهش سطح هوشیاری بعلت مصرف تریاک تو NICU بستری بود الان حالش خوبه هر کی میره بالا سرش صورتشو میچرخونه طرفش و بش میخنده
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/06ساعت 1:37 قبل از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

سلام

اميدوارم كه همگي تا اينجا تابستونه خوبيو پشت سر گذاشته باشن.

واقعا از دوستان به خاطر سر نزدن و نظر ندادن گله مندم. واقعا يكي دو روزه خانم منتظري و طاهري ولدي مطلب نمي دن تازه فهميديم وبلاگ بدون اونا نمي شه.

وبلاگ اين همه نويسنده داره ولي...

خوش بگذره.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/06/11ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

با سلام

خدا رو شکر می کنیم که تونستیم امسال هم با هم به یه اردو بریم. خوب در اینجا می خوام از تمام همکلاسی های خودم که در برگزاری اردو سهیم بودن تشکر کنم.

ان شا الله در آینده بتونیم با همکاری همدیگه اردوهای بیشتر و بهتری برگزار کنیم.

.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/18ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

۲۸ صفر رحلت حضرت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و

۲۹ صفر شهادت امام رضا (ع)

را به همه ی شما تسلیت عرض می کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/01/09ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

سال نو مبارک 

همین

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/01/01ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

سلام

به نظر می رسه با تعطیل شدن کلاسها این وبلاگ هم تعطیل شده. 

تعطیلات خوش بگذره.

+ نوشته شده در  جمعه 1384/11/21ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

من و بقیه به خاطر review بافت شناسی تقریبا یه هفته قبل از شروع ترم دوم اومده بودیم خرم آباد. سر جلسات review چند نفری علی رغم گذشت چند روز و نزدیکی به امتحان همچنان غایب بودن که یکی از اینها خانم پقه بود وقتی سراغ ایشونو از بقیه گرفتیم گفتن که قرار بوده ایشون با یه آقایی به نام احسان لطیفی از دانشگاه گرگان جابجا کنه (فکر کنم می گفتن با ۸ میلیون) خلاصه چند روز بعد خانم پقه اومد ولی از این آقای لطیفی خبری نبود ما هم گفتیم چون این امتحان جز ترم قبل بوده و هنوزم ترم شروع نشده کاملا شرایط عادیه و این آقای لطیفی به زودی سر و کلش پیدا می شه. از اونجا که ما پسرا کم بودیم خیلی منتظر این آقا بودیم تازه تو خوابگاه اسمشو انتخاب کرده بودیم آقا لطیف٬ بچه ها می گفتن آقا لطیف. شنبه ی هفته ی بعد اولین جلسه ی ترم دوم بود و اولین درس هم آناتومی اندام عقب افتاده ی ترم قبل بود خلاصه دیگه روزاي آخر جاش تو خوابگاه هم مشخص شد اتاق ۳۰۲ خوابگاه بوعلی پیش منو آقای شیر نسب و  آقای مرادی . ما فکر می کردیم جمعه باید پیداش بشه که نیومد خلاصه اون شب همش حرف آقا لطیف بود که چند سالشه٬ چه شکلیه و... فردا صبح همه لحظه شماره می کردیم. رفتیم سر کلاس شماره ی ۳ و همه زل زدیم بهش... یه آقای تقریبا ۳۰ ساله٬خوش تیپ و عینکی که البته یه ورق و خودکار هم دستش بود. خلاصه استاد تمجیدی شروع کرد به درس دادن بعد از چند دقیقه اون گفت ببخشید فکر کنم اشتباه اومدم و رفت بیرون ما که مطمئن بودیم خودشه و به خاطر اینکه استاد تنه درس نداد فکر کرده اشتباه شده . وقتي ار كلاس رفتيم بيرون دیدیم اين آقا لطيف با مسعود گرم گرفته٬ گفتیم بنده خدا یه شمالی پیدا کرده داره باهاش آشنا می شه خلاصه ... بعدا هر وقت آقای میکاییلی رو می خواستیم اسم ببریم میگفتیم آقا لطیف٬ ترم بعد خانم پقه رفت گرگان ولی آقا لطیف نیومد و همچنان منتظرشیم.     

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/11ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

خوب اول از همه بگم که این رو از وبلاگ ۶۸ اهواز دزدیدم که همینجا از نویسنده  ی اون دکتر ربیعی معذرت می خوام بعد میگم که یه کمی تصرف هم در اون انجام دادم. خوب ببینید و تماشا کنید٬ هم فال هم تماشا

دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
افتاده هاي فیزیک= بايکوت
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
سلف دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر

دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس

واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه اهواز = بينوايان
دانشکده پزشکي=آليس در سرزمين عجايب
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
دانشجوي معترض = پسر شجاع
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2= راكي2
خاطرات استادها = اعترافات 
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ

شاگرد اول=مرد ۶ میلیون دلاری
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
مدير گروه= مردي که مي خندد
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين

 در پایان یه بار دیگه از دکتر ربیعی هم تشکر می کنم و هم معذرت می خوام.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/10/28ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

سلام

نظرتون درباره ی این عکس چیه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/10/06ساعت 9:49 قبل از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

سلام

گفتم که هیچی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/10/05ساعت 11:45 قبل از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

بالاخره هر چيزي هم فوايدي داره هم معايبي عين داروها نه؟ و اما عوارض اين وبلاگ كه تا الان مشخص شده:

 1. بعضي ها كلاسو ول مي كنن ميان IT .

 2.بعضي ديگه اصلا كلاس نميان.

 3. تو IT به جا اينكه بچه ها دنبال مطالب علمي بگردن مي يان تو وبلاگ.

 و اما فوايد: تاكنون هيچ فايده اي گزارش نشده !!!! اين مطلب رو من سعي مي كنم بروز كنم.

البته موارد بالا در مورد آقایون صدق نمی کنه. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/23ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

 اگه نمی تونید عکس رو ببینید دکمه ی سمت راست موس رو بزنید و گزینه ی show picture رو انتخاب کنید اگه نتونستید ببینید بهم بگید. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/20ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

سلام به همگی شما اعضای این وبلاگ

۱۶ آذر روز دانشجو رو به همگی شما تبریک عرض می کنم و امیدوارم که در تمام مراحل زندگیتان موفق و پیروز باشید.

این گلها رو به همه ی دانشجویان مخصوصا خودمون تقدیم می کنم(امیدوارم خوشتون بیاد).

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/16ساعت 8:47 قبل از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

علی جان

درگذشت مادر بزرگ گرامیتان را به شما و خانواده ی محترمتان تسلیت عرض می کنم.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/05ساعت 8:32 قبل از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

خدمت همگی ترم اولی های گرامی سلام دارم  

       خسته نباشید

         

برید فمورتون (البته احتمالا به قول شما فیمر) رو پاس کنید.

خدا نگهدار 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/28ساعت 1:21 بعد از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

سلام به همه ی شما

از تاسیس این سایت خوشحالم و امیدوارم که اعضای آن بیشتر و فعالتر باشند. فعلا خدا نگهدار همگی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/22ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط یحیی میثم  | 

 
**********

***********

نظر يادتون نره
به اميد ديدار