|
|
|
|
|
دلواپسي ام نيست، چه باشي، چه نباشي احساس تو کافي ست چه متن و چه حواشي از خويش گذشتم، ببرم خاک کن - اما مي خواستم از تو بنويسم که مدادم - مجموعه ي آماده ي نشرم، خبرً بîد شصت و سه غزل له شده در زلزله ي من
|
||
|
|
|
|
|
مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد...
زهره عزيزم ; آن كه مي گفت ز يك گل نشود فصل بهار چه خبر داشت كه همچون تو گلي مي رويد بيست و يكمين بهار زندگيت مبارك اميد دارم كه عمري طولاني همراه با همين شور و نشاط و طراوت جوانيت داشته باشي.
|
||
***********